( 1 ) در اين نامه به سندى فرمان ميداد كه از عباس بن محمد مطلقا اطاعت كند .
وقتى عباس بن محمد نامهى هارون را گشود با شتاب غلامان خود را بطلب فضل بن يحيى فرستاد .
او حيرت زده از خانه خود بخانهى عباس بن محمد رفت تا ببيند چه خبر شده و سبب اين احضار سريع چيست .
عباس بن محمد بى آنكه با فضل برمكى سخنى گويد دستور داد ويرا به عقابين بكشند و صد ضربه تازيانهاش بزنند .
فضل بن يحيى تازيانهها را خورد و از راهى كه آمده بود باز گشت .
هيچكس نميدانست فضل در خانهى عباس محمد چه شنيده و چه كشيده .
فقط ديده بودندش كه با چهرهى برافروخته و سيماى پريشان از آن خانه بدر آمده است .
مردم در مسيرش ايستاده بودند و به او سلام ميدادند .
او هم با همان حالت وحشت زده از چپ و راست بسلام مردم جواب مىگفت .
عباس بن محمد سندى بن شاهك را طلبيد و موسى بن جعفر را از خانهى فضل بن يحيى فرا خواست و بدست او سپرد .
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 260
مساهمون: جواد فاضل
ص٢٦٠