( 1 ) هارون الرشيد در همان سال تصميم حج گرفت .
راه خود را به مدينه كج كرد . وقتى به مدينه رسيد يك سر به روضهى مقدسهى رسول اللَّه رفت و نگاهى به قبر مطهر انداخت و گفت .
- يا رسول اللَّه من با اين تصميم كه دارم از تو پوزش ميخواهم . من تصميم دارم موسى بن جعفر را به زندان بيندازم زيرا او مقدمات اختلاف و خونريزى را در امت تو تهيه مىبيند .
و بعد بهواى اينكه ملت را حيران بگذارد دستور داد دو هودج ترتيب بدهند و بعد موسى بن جعفر را به زنجير كشيد و در يكى از اين هودجها نشانيد . يك هودج را به كوفه و آن ديگر را به بصره فرستاد .
موسى بن جعفر در آن هودج كه به بصره ميرفت نشسته بود .
اما مردم نميدانستند او با كدام هودج رفته است .
اين دو هودج هر كدام با گروهى از سربازان مسلح نگهبانى ميشدند .
والى بصره در اين وقت عيسى بن جعفر برادر سيدهى زبيده و پسر عم هارون بود .
هارون به عيسى نوشت كه موسى بن جعفر را تحت نظر خود نگاه بدارد .
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 257
مساهمون: جواد فاضل
ص٢٥٧