تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
( 1 ) هارون الرشيد در همان سال تصميم حج گرفت . راه خود را به مدينه كج كرد . وقتى به مدينه رسيد يك سر به روضه‌ى مقدسه‌ى رسول اللَّه رفت و نگاهى به قبر مطهر انداخت و گفت . - يا رسول اللَّه من با اين تصميم كه دارم از تو پوزش ميخواهم . من تصميم دارم موسى بن جعفر را به زندان بيندازم زيرا او مقدمات اختلاف و خونريزى را در امت تو تهيه مىبيند . و بعد بهواى اينكه ملت را حيران بگذارد دستور داد دو هودج ترتيب بدهند و بعد موسى بن جعفر را به زنجير كشيد و در يكى از اين هودج‌ها نشانيد . يك هودج را به كوفه و آن ديگر را به بصره فرستاد . موسى بن جعفر در آن هودج كه به بصره ميرفت نشسته بود . اما مردم نميدانستند او با كدام هودج رفته است . اين دو هودج هر كدام با گروهى از سربازان مسلح نگهبانى ميشدند . والى بصره در اين وقت عيسى بن جعفر برادر سيده‌ى زبيده و پسر عم هارون بود . هارون به عيسى نوشت كه موسى بن جعفر را تحت نظر خود نگاه بدارد .