( 1 ) روزگارى اين محمد در زندان گذرانيد .
به كار زبيرى يك بار ويرا از زندان بدر آرد تا آزادش كند .
از وى كفيل خواست .
- چه كسى از تو كفالت خواهد كرد .
او هم آل ابو طالب را نشانش داد .
آل ابو طالب از قبول كفالت محمد امتناع كردند :
حتى گفته شد :
- ما از آن كس كه بر ضد امير المؤمنين نهضت مىكند و عصيان او را روا ميدارد كفالت نخواهيم كرد .
به كار بن عبد اللَّه هم او را دوباره بزندان باز گردانيد .
تا سرانجام در همانجا جان سپرد .
حسين بن عبد اللَّه
اين حسين پسر عبد اللَّه و عبد اللَّه پسر اسماعيل و اسماعيل پسر عبد اللَّه بن جعفر بود .
مادرش حماده ناميده ميشد . و دختر عموى پدرش بود .
به كار بن عبد اللَّه زبيرى در آن روزگار كه بر مدينه حكومت مىكرد ابن حسين را به زير تازيانه كشيد .
آنقدر بر وى تازيانه زد كه ديگر نتوانست از جايش برخيزد .
حسين بن عبد اللَّه در زير تازيانه والى مدينه جان سپرد .