تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
( 1 ) نوبتى كه فضل بحضور خليفه رسيد هارون طى صحبت‌هاى عادى از او پرسيد : - يحيى بن عبد اللَّه چه مىكند ؟ فضل برمكى در جواب گفت : - در همانجا كه مقرر شده است ، تحت نظر من بسر ميبرد . هارون قسمش داد : - بجان من راست ميگوئى ؟ فضل برمكى گفت : - بجان تو يا امير المؤمنين او را آزاد ساخته‌ام چون قسمم داد و قرابت و رحامت خود را با رسول اكرم شفيع آورد . هارون با تمام متانت سياسى خود گفت : - خود من هم ميخواستم چنين كنم خوب كردى . اما وقتى فضل از حضورش برخاست تا بخانه‌ى خود باز گردد هارون الرشيد از پشت سر براندازش كرد و گفت : - اگر ترا نكشم خدا مرا بكشد . گفته‌اند كه گروهى از مردم حجاز هم قسم شده‌اند كار يحيى بن عبد اللَّه را يكسره كنند يعنى امان نامه‌ى او را از اعتبار بيندازند . اين قوم دور هم نشستند و تبانى كردند و جمعا شهادت دادند كه يحيى بن عبد اللَّه علوى عهد خليفه را شكسته و مردم را بسوى خود
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 209 | جواد فاضل / أبي الفرج الأصفهاني