( 1 ) روا نداشته است زيرا ميان من و يحيى بن عبد اللَّه عهدى برقرار است كه اگر از طرف من نامهاى به او برسد او آن نامه را نپذيرد . و بيدرنگ آوردهاند نامه را تحويل مقامات دولتى بدهد چون احتمال ميدادم كه روزى هارون چنين آزمايش را دربارهى يحيى بن عبد اللَّه با دست من انجام خواهد داد .
گفتهاند :
- وقتى كه خاطر هارون الرشيد از طرف يحيى بن عبد اللَّه آسوده شد اجازه داد كه او براى مناسك حج به مكه سفر كند .
اين قولى است كه روايت شده است و در قول ديگر كه از على بن ابراهيم مرويست چنين گفته شد .
يحيى بن عبد اللَّه از هارون الرشيد اجازهى حج نخواسته بود بلكه بفضل بن يحيى گفت :
اتق اللَّه فى دمى و احذر ان يكون محمد صلّى اللَّه عليه و آله خصمك غدا از خدا بترس ، خون مرا مريز ، زنهار كه محمد رسول اللَّه در فرداى رستاخيز دشمن تو باشد .
فضل بن يحيى كه نگهبان يحيى بن عبد اللَّه بود از اين سخن رقت كرده و يحيى را آزاد ساخت جاسوسى كه محرمانه كارهاى فضل برمكى را بهارون الرشيد گزارش ميداد اين جريان را بعرضش رسانيد .
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 208
مساهمون: جواد فاضل
ص٢٠٨