تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
( 1 ) - چطور ! اى ولد زنا ! از نماز و نياز آنان حكايت‌ها گفتم . موسى هاشمى به گريه در آمد . آنچنان گريه كرد كه گمان بردم از جنگ با ابو عبد اللَّه الحسين باز خواهد گشت . ولى وقتى اندكى آرام گرفت گفت : - به خدا اين طايفه در درگاه خدا از ما كريم‌تر و عزيزترند . اين طايفه بخلافت و امامت مردم از ما سزاوارترند ولى اشكال در اينجاست كه سياست حق و ناحق نمىشناسد . الملك عقيم . سياست با هيچكس خويشاوند نيست . و بعد گفت : - به خدا صاحب قبر « يعنى رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله » اگر سر از خاك بردارد و با ما بر سر خلافت نزاع كند پاسخى جز شمشير نخواهد داشت . در اين هنگام به غلام خود گفت : - زود باش طبل جنگ را بنواز . موسى بن عيسى هاشمى پس از قتل ابو عبد اللَّه حسين بن على حسنى به مدينه در آمد و در دار الاماره اقامت گرفت . او با عباس بن محمد بر سرير حكومت نشسته بودند و در پيرامونشان
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 183 | جواد فاضل / أبي الفرج الأصفهاني