تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
( 1 ) - بگذار برخيزم و بجاى او با تو حرف بزنم و ضمنا شخصيت او را نيز به او بشناسانم . - نه . ميترسم ترا بقتل برساند . سرى اصرار كرد . موسى بن عبد اللَّه اجازه داد . سرى بن عبد اللَّه پا شد و گفت : - اى موسى عبد اللَّه . موسى گفت : - هر چه ميخواهيد بگوييد . ميشنويم . سرى بن عبد اللَّه هاشمى لب به سخن گشود : - اين جبهه‌هاى فساد را ديده‌ايد كه چگونه بر ضد بنى اعمام مهربان و بخشنده‌اى خود ميگشائيد و چگونه بجاى نيكى بدى ميكنيد شما در برابر اين كفرانها چه مىگوئيد ؟ موسى بن عبد اللَّه جواب داد : - ما ميگوئيم :
بنى عمنا ردوا فضول دمائنا * نيم ليلكم اولا يلمنا اللوائم
اى پسر عموهاى ما اين باقيمانده‌ى از خون را بما ببخشيد . تا شب شما آرام بسر رسيد و زبان ملامت كنندگان ما را بباد ملامت نگيرد
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 186 | جواد فاضل / أبي الفرج الأصفهاني