تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
( 1 ) - شترهاى خود را آماده ساز . من صد شتر داشتم ، آماده‌شان ساختم . موسى بن عيسى دستور داد بر گردن اين شترها مهر زدند و نشان - شان كردند . به من گفت : - اگر از سر اين شترها يك مو كم شود گردنت را خواهم زد . و بعد به سمت « فخ » بسيج كرد . من بمناسبت شترهاى خودم همراه او بودم . وقتى به بستان بنى عامر رسيديم در آنجا خيمه و خرگاه زد و آنگاه به من گفت : برو از اردوى حسين بن على بازديد كن . هر چه ديدى براى من تعريف كن . بسوى آن اردو رو آوردم . به خدا در آن صحرا كه ابو عبد اللَّه حسين حسنى اردو داشت نه خيمه و نه سايبانى ، هيچ نديدم ، فقط گروهى را ديدم كه نماز ميخواندند ذكر خدا مىكردند . يا بتلاوت قرآن كريم سرگرم بودند . البته جمعى هم داشتند شمشير خود را براى نبرد صيقل ميزدند . به سمت اردوى موسى برگشتم و آنچه ديدم برايش تعريف كردم گفتم بعقيده‌ى من اين قوم پيروز خواهند شد . موسى بن عيسى با لحن بسيار وقيحى گفت :