( 1 ) - تازيانه . تازيانه .
تازيانه آوردند و جلادهاى خليفه مرا ميان دو چوب « عقابين » قرار دادند و چهار صد ضربه تازيانه بر من زدند .
من در همان ضربات نخستين از هوش رفتم . ديگر نفهميدم چه بر سرم آوردند تا لحظهاى كه مرا به بازداشتگاه سادات آل حسن باز گردانيدند .
هارون قروى در خبر مخصوص خود مىگويد :
- عبد اللَّه بن عطا از خواص اصحاب امام محمد بن على « صلوات اللَّه عليهما » بود .
وى از عبد اللَّه بن الحسن « پدر همين محمد بن عبد اللَّه » نيز روايت حديث كرده و به اين خاندان خصوصيت و صميميتى داشته است .
حميد قروى مىگويد :
- هنگامى كه محمد بن عبد اللَّه به قتل رسيد عبد اللَّه بن عطا از اجتماعات بدور شد و همچنان متوارى و مستور ماند تا از اين جهان رخت بربست .
هنگامى كه جنازهى او را از محل استتارش بدر آوردند تا بگورستانش ببرند جعفر بن سليمان والى مدينه آگاه شد .
دستور داد پيكرش را از لاى كفن بدر آوردند و بدارش زدند .
اين جنازه تا سه روز به بالاى دار ماند . بالاخره رجال مدينه با
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 16
مساهمون: جواد فاضل
ص١٦