( 1 ) فقهاى مدينه آنقدر سماجت و اصرار به كار بردند تا جعفر بن سليمان را از تصميمش باز گردانيدند .
محمد بن عجلان خود را آزاد ديد بى آنكه سخنى بگويد به خانهاش رفت و در به روى خود بست .
واقدى مىگويد :
- من محمد بن عجلان را ديدهام . و از وى حديث نيز شنيدهام .
واقدى مىگويد :
عبد الرحمن بن ابى الموالى با سادات بنى الحسن آميزش داشت .
وى محل اختفاى محمد و ابراهيم فرزندان عبد اللَّه را مىشناخت بعلاوه از دعات آل حسن نيز بود .
اين گزارش بعرض ابو جعفر منصور رسيد و دستور داد كه او را نيز بازداشت كنند .
واقدى از قول عبد الرحمن مىگويد :
هنگامى كه ابو جعفر منصور آل حسن را دستگير كرد و به رياح بن عثمان فرمان داد كه اسراى بنى الحسن را به « ربذه » اعزام دارد به رباح گفت :
- بفرست عبد الرحمن ابى الموالى نيز بحضور من بياورند .
رياح اين فرمان را به من ابلاغ كرد و مرا تقريبا به صورت اسير از
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 14
مساهمون: جواد فاضل
ص١٤