( 1 ) اتكا ميداشتند .
ابن عجلان در مسجد مدينه انجمنى داشت و در آنجا براى مردم فتوى ميداد و اختلافات مردم را حل و فصل مىكرد و از رسول اكرم بر ايشان حديث مىگفت .
وقتى محمد بن عبد اللَّه بر ضد منصور قيام كرد او هم در ركاب محمد با همراهانش پيوست .
پس از قتل محمد جعفر بن سليمان والى مدينه او را به دار الاماره جلب كرد و گفت :
- اين تو بودى كه با « دروغگو » همكارى داشتى ؟
و بعد دستور داد كه دست ابن عجلان را قطع كنند .
ابن عجلان در برابر اين فرمان وحشتانگيز سخنى نمىگفت .
يعنى از خود دفاع نمىكرد . فقط لبهاى خود را تكان ميداد آن چنان كه گوئى به ذكر دعائى مشغول است .
در اين وقت گروهى از فقها و اشراف مدينه كه همنشين والى مدينه بودهاند از جاى خود برخاستند و پس از عرض تشريفات گفتند .
- محمد بن عجلان فقيه اهل مدينه است و در اين شهر به عبادت و زهد شهرت دارد . در ماجراى اخير اين مرد عالم عابد به اشتباه رفته .
خيال كرده كه محمد بن عبد اللَّه همان مهدى موعود است . او در اين اقدام گناهكار نيست .
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 13
مساهمون: جواد فاضل
ص١٣