پرش به محتوای اصلی

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحه 143

پدیدآورندگان:

ص۱۴۳
( 1 ) به خدا اگر عيسى بن زيد لاى پيراهن من هم پنهان باشد بند پيراهنم را باز نميكنم تا چشم تو به او بيفتد . مهدى فرياد كشيد : - گردن اين مرد را بزنيد . فرمان او در دم اجرا شد . حاضر را به قتلگاه بردند و گردنش را زدند . نوبت به من رسيد . مهدى گفت : - شعر خواهى سرود يا تو را هم بدنبال اين مرد به قتلگاه بفرستم . گفتم : - شعر ميسرايم . - پس ابو العتاهيه را آزاد كنيد . محمد بن قاسم بن مهرويه ميگويد : آن دو شعر كه حاضر براى ابو العتاهيه انشاد كرد در ديوان ابو العتاهيه ديده شد . گوئى كه از اشعار خود اوست . ابو الفرج اصفهانى ميگويد : « ابن مهرويه » چنين روايت مىكند كه حاضر مبلغ نهضت