( 1 ) اى پسر زينب ! اى پسر هند ! آيا ميدانى كه تو در سرزمين بطحا چند دائى و چند جد شريف و عاليقدر دارى ؟
به اين زينب و شوهرش على بن حسن مردم مدينه « زوج صالح » لقب داده بودند زيرا هر دو در عفاف و زهد و عبادت مقامى شامخ و مشهور داشتند .
ابو جعفر منصور در حق اين زن بمنتها درجه ستم كرد زيرا پدرش و برادرانش و شوهرش و عموهايش و پسر عموهايش را به قتل رسانيد .
هنگامى كه زينب اين همه داغ بر دل گرفت يكباره به عزا نشست .
وى پيراهن از مو مىپوشيد و ديگر زير اين پيراهن هيچ جامهى لطيفى بعنوان « زير پوش » به تن نميكرد .
بدين ترتيب بر خود سختى و عذاب داد تا بالاخره جان سپرد .
اين بانو بخاطر شوهر و پدر و برادرانش گريه مىكرد . آنقدر گريه مىكرد تا از حال ميرفت و بيهوش بر زمين مىافتاد اما در عين حال ابو جعفر منصور را به بدى ياد نمىكرد . مبادا اين بد گوئى جراحات قلبش را تسكين نبخشد و در دفتر اعمالش بنام گناه ثبت شود .
فقط اين كلمات را بر زبان ميراند .
يا فاطر السماوات و الارض يا عالم الغيب و الشهاده . الحاكم بين عباده . احكم بيننا و بين قومنا بالحق و انت احكم الحاكمين
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 146
مساهمون: جواد فاضل
ص١٤٦