( 1 ) انشاد كرد .
لا زال اهداء القصائد بنينا * باسم الصديق و كثرة الالقاب
هميشه در شعرهايى كه ميان ما هديه ميشد * از دوستى و تشريفات بسيار سخن ميرفت
حتى تركت كان قولك فهم * فى كل مجتمع ظنين ذباب
اكنون كه يك ديگر را ترك گفتهايم سخن تو را از زنان همچون طنين مگس آوائى سست و فرومايه است .
آن كس خبر شهادت على را به عايشه رسانيده بود . سليمان بن ابى اميه بود .
ابى البخترى روايت مىكند :
وقتى عايشه خبر قتل على را شنيد سجدهى شكر بجاى آورد .
ام الهيثم دختر رسود نخعى امير المؤمنين على بن ابى طالب را در اين شعرها مرثيه گفت :
الا يا عين ويحك فاسعدينا * الا تبكى امير المؤمنينا
واى بر تو اى چشم مرا يارى كن آيا بر امير المؤمنين اشك نمىافشانى