( 1 )
اشاب ذوائبى و اطال حزنى * امامه حسين فارقت القرينا
موى مرا سپيد و اندوه مرا بسيار مىكند .
« امامه » [ 1 ] هنگامى كه شوهر خود را از دست داده است .
تطوف بها لحاجتها اليه * فلما استيأست رفعت رنينا
اين بانو ميچرخد و او را ميجويد وقتى نوميد مىشود بانك به شيون بر ميآورد
كان الناس اذا فقدوا عليا * نعام جال فى بلد سنينا
انگار كه مردم وقتى على را از دست دادهاند شتر مرغانى هستند كه بگمراهى مىگردند
و لوانا سئلنا المال فيه * بذلنا المال فيه و البنينا
اگر به قربان على از ما مال همى خواستند ما مال و اولاد خويش را در راه على قربان ميساختيم
هامش
[ ( 1 - ) ] امامه دختر رقيه بنت رسول اللَّه