( 1 ) - ما ابو الدوانيق ( يعنى منصور ) را از خلافت خلع كردهايم .
محمد بن عبد اللّه در پاسخ عيسى هاشمى متقابلا نامهاى امان فرستاد و او را بيعت و طاعت خود دعوت كرد .
عبد اللّه بن ابى الحكم مىگويد :
- محمد بن عبد اللّه از طرف خود انجمنى ترتيب داد و با آنان بمشاوره پرداخت .
در اين هنگام نيروى منصور به مدينه نزديك شده بود .
- آيا در مدينه بماند يا مدينه را ترك گويد .
گروهى گفتند همين جا ميمانيم و گروهى عقيده داشتند كه بايد از مدينه رخت بيرون كشيد .
محمد بن عبد الحميد بن جعفر گفت :
- عقيدهى تو چيست ابا جعفر ؟
- من مدينه را شهرى فقير و بينوا ميبينم در آنجا از همه جاى دنيا اسب كمتر و آذوقه گرانتر و پول كميابتر و اسلحه نايابتر و سرباز ضعيفتر است .
تو اكنون در يك چنين شهر بسر ميبرى و ميخواهى با شهر ديگرى كه سربازان مسلح و سلحشور دارد و مال و آذوقه در آنجا فراوانتر و مردمش آسودهترند بجنگى .
عقيدهى من اينست كه از مدينه بمصر عزيمت كنيم . در محيطى مثل مصر ميتوانيم با محيطى مانند عراق پيكار كنيم .
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 391
مساهمون: جواد فاضل
ص٣٩١