تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
( 1 ) - ما ابو الدوانيق ( يعنى منصور ) را از خلافت خلع كرده‌ايم . محمد بن عبد اللّه در پاسخ عيسى هاشمى متقابلا نامه‌اى امان فرستاد و او را بيعت و طاعت خود دعوت كرد . عبد اللّه بن ابى الحكم مىگويد : - محمد بن عبد اللّه از طرف خود انجمنى ترتيب داد و با آنان بمشاوره پرداخت . در اين هنگام نيروى منصور به مدينه نزديك شده بود . - آيا در مدينه بماند يا مدينه را ترك گويد . گروهى گفتند همين جا ميمانيم و گروهى عقيده داشتند كه بايد از مدينه رخت بيرون كشيد . محمد بن عبد الحميد بن جعفر گفت : - عقيده‌ى تو چيست ابا جعفر ؟ - من مدينه را شهرى فقير و بينوا ميبينم در آنجا از همه جاى دنيا اسب كمتر و آذوقه گرانتر و پول كمياب‌تر و اسلحه ناياب‌تر و سرباز ضعيفتر است . تو اكنون در يك چنين شهر بسر ميبرى و ميخواهى با شهر ديگرى كه سربازان مسلح و سلحشور دارد و مال و آذوقه در آنجا فراوانتر و مردمش آسوده‌ترند بجنگى . عقيده‌ى من اينست كه از مدينه بمصر عزيمت كنيم . در محيطى مثل مصر ميتوانيم با محيطى مانند عراق پيكار كنيم .
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 391 | جواد فاضل / أبي الفرج الأصفهاني