( 1 ) شناختمش . به خدا ميخواستم بكشمش شب هنگام تصميم گرفتم كه بدست دژخيمش بسپارم ولى فرداى آن شب كه خواستم فرمان قتلش را تكرار كنم از زبانم كلمهى آزادى پريد . گفتم آزادش كنند . مقدر بود كه چنين شود .
مروان بدنبال اين سخن گفت :
- به خدا دوست ميداشتم على بن ابى طالب عوض اين جوان بر نيروى دشمنان من فرمان ميداد چون اطمينان دارم كه على و فرزندان على را در سلطنت سهمى نيست .
منصور گفت :
- ترا به خدا قسم مىدهم سعيد چنين گفته :
- زنم سه طلاقه باشد اگر دروغ بگويم . سعيد براى من اين حكايت را تعريف كرده است .
محمد بن ابى حرب مىگويد :
- وقتى گزارش نهضت محمد بن عبد اللَّه بن منصور رسيد سخت بهراس افتاد .
حارثى منجم معروف گفت :
- چه هراسى از او دارى . به خدا اين مرد اگر كرهى زمين را تحت تصرف خود در آورد بيش از نود روز زندگانى نخواهد
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 385
مساهمون: جواد فاضل
ص٣٨٥