تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
( 1 ) شناختمش . به خدا ميخواستم بكشمش شب هنگام تصميم گرفتم كه بدست دژخيمش بسپارم ولى فرداى آن شب كه خواستم فرمان قتلش را تكرار كنم از زبانم كلمه‌ى آزادى پريد . گفتم آزادش كنند . مقدر بود كه چنين شود . مروان بدنبال اين سخن گفت : - به خدا دوست ميداشتم على بن ابى طالب عوض اين جوان بر نيروى دشمنان من فرمان ميداد چون اطمينان دارم كه على و فرزندان على را در سلطنت سهمى نيست . منصور گفت : - ترا به خدا قسم مىدهم سعيد چنين گفته : - زنم سه طلاقه باشد اگر دروغ بگويم . سعيد براى من اين حكايت را تعريف كرده است . محمد بن ابى حرب مىگويد : - وقتى گزارش نهضت محمد بن عبد اللَّه بن منصور رسيد سخت بهراس افتاد . حارثى منجم معروف گفت : - چه هراسى از او دارى . به خدا اين مرد اگر كره‌ى زمين را تحت تصرف خود در آورد بيش از نود روز زندگانى نخواهد