( 1 ) خوبيش اينست كه اندوختههايش را نخواهد برد چون در اين حال ديگر اندوختهاى ندارد .
به او بگوييد بيدرنگ به سمت كوفه حمله كند زيرا مردم كوفه آل على را دوست ميدارند . كوفه را از چهار سوى تحت نظر بگيرد . اگر كسى از كوفه بهر سوى بيرون رود يا بكوفه از هر سوى درون آيد فرمان كند كه بيدريغ سر از پيكرش بردارند .
مسلم بن قتبه را از « رى » احضار كند و فرماندهى سپاه را بعهدهى او گذارد .
فرمان دهد كه از شام سربازان سلحشور و دلير بسوى عراق بسيج كنند . اين سپاه بايد همچون قاصدان نامهبر با شتاب به طرف عراق عزيمت كنند تا بوقت در اردوگاه حاضر باشند .
به او بگوييد تا ميتواند سربازان را از دينار و درم بىنياز بدارد و مسلم بن قتبه را بر آنان بگمارد .
اين پيام را به منصور رسانيدند و او هم به همين دستور رفتار كرد .
مسمع بن عبد الملك مىگويد :
هنگامى كه محمد بن عبد اللَّه در مدينه قيام كرد منصور پسر عم خود عيسى بن موسى هاشمى را بحضور خود طلبيد و گفت :
- محمد بر ضد ما برخاست و من ترا براى اطفاى اين فتنه به حجاز
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 388
مساهمون: جواد فاضل
ص٣٨٨