تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
( 1 ) من هم اسب به جلو تاختم و از سمت چپش روانه شدم . من و عيسى بن على از چپ و راستش اسب مىراندم . اينجا بود كه منصور گفت : - اين دروغگو پسر دروغگو . ابن محمد بن عبد اللَّه در مدينه بر ضد حكومت ما خروج كرد . گفتم يا امير المؤمنين آيا ميتوانم حديث سعيد بن جعده را بعرض برسانم . - آن حديث چيست گفتم : - سعيد بن جعده در لشكر مروان بسر ميبرد . وى در « يوم الزاب » همراه مروان بود . عبد اللَّه بن على با مروان مىجنگيد . مروان نميدانست كه فرمانده نيروى دشمنش كيست ؟ گفت بر اين لشكر چه كسى فرمان ميدهد . گفته‌اند « عبد اللَّه بن على بن عبد اللَّه بن عباس . البته اسمش را شناخت ولى نتوانست خودش را بشناسد . براى تكميل اين تعريف گفتند : همان جوان كه از لشكر عبد اللَّه بن معاويه اسير شد و بحضور تو تسليم شد . به ياد مروان آمد كه كيست : گفت :
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 384 | جواد فاضل / أبي الفرج الأصفهاني