( 1 ) كه زير اين آسمان و روى اين زمين بسر مىبرند . على بن الحسن بهتر بود .
ابو الازهر همچنان با چهرهى درهم و برهمش گفت :
- او هم رفت . به خدا او هم رفت .
از بشير رحال پرسيدند :
- چه شتابى مىكنى كه بر ضد ابو جعفر بجنگ برخيزى ؟ مگر او چه كرده است .
بشير در جواب گفت :
- بنى الحسن در زندان بسر ميبردند . ابو جعفر مرا احضار كرد و اتاقى را نشانم داد و گفت برو آنجا را تماشا كن .
وقتى پا به اتاق گذاشتم نعش عبد اللَّه الحسن را روى فرش ديدم .
چنان هيجانى به من دست داد كه غش كردم و بر خاك غلطيدم . وقتى به هوش آمدم با خداى خود عهد كردم كه اگر دو شمشير بر ضد منصور از غلاف بدر آيد شمشير سوم در دست من باشد محمد بن على بن حمزه مىگويد :
- يعقوب و اسحاق و محمد و ابراهيم فرزندان حسن مثنى در زندان منصور هر كدام بيك طرز فجيع كشته شدند .
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 340
مساهمون: جواد فاضل
ص٣٤٠