( 1 ) عبد اللَّه بن حسن به اين برادر خود « هر چند ناتنى بود » محبتى شديد داشت .
محمد با عبد اللَّه در زندان كشته شدند .
مادرش « چنان كه گفتهايم » فاطمه دختر ابو عبد اللَّه الحسين عليه السلام بود .
عبد اللَّه بن عمرو پس از مرگ حسن بن حسن فاطمهى بنت الحسين را به عقد خود درآورد .
گفتهاند :
وقتى حسن بن حسن در بيمارى خود به احتضار رسيد سخت در جزع و اضطراب افتاد .
دميدم مىگفت :
- بخاطر مرگ جزع ندارم . من از مرگ نمىترسم .
پرسيدند :
- پس اين بىقرارى از چيست . تو چند لحظهى ديگر اجداد اطهارت رسول اللَّه و على مرتضى و حسن و حسين عليهم السلام را ديدار مىكنى حسن بن حسن در جواب گفت :
- مثل اينكه مىبينم پس از مرگ من عبد اللَّه بن عمرو بن عثمان از جامهى زيبا و فاخر خود را پوشيده و با زلفهاى شانه كرده و ترتيب داده بخانهى من مىآيد و مىگويد « من از نسل عبد مناف هستم و آمدهام تا در
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 297
مساهمون: جواد فاضل
ص٢٩٧