( 1 ) - جلويش را بگيريم و نگذاريم در اين مراسم شركت جويد .
جمع ديگر گفتند .
- شركت او در تشيع جنازهى حسن زيانى ندارد .
بالاخره راهش دادند .
فاطمه دختر حسين بن على كه همسر حسن بن حسن بود بر مرگ شوهرش شيون مىكرد و با پنجه چهرهى خود را مىخست .
عبد اللَّه بن عمرو غلامش را بسوى او فرستاد اين غلام دم گوش فاطمه گفت :
- مولاى من پيغام ميدهد كه شما اين قدر به چهرهى خود چنگ نزنيد .
ما را از اين چهره بهرهايست .
فاطمه هم ديگر آرام گرفت و پنجههاى خود را در آستينش پنهان ساخت .
حسن بن حسن را به خاك سپردند .
هنگامى كه عده وفات حسن پايان گرفت عبد اللَّه بن عمرو از فاطمه خواستگارى كرد .
فاطمه گفت :
- من قسم خوردهام پس از شوهرم با هيچكس عروسى نكنم . اكنون با سوگند و تعهدات خود چكنم .
عبد اللَّه بن عمر گفت :
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 299
مساهمون: جواد فاضل
ص٢٩٩