تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
( 1 ) زندانى بود . از او پرسيدم آل حسن بن على در آن سياه چال وحشت را چگونه بسر ميبردند . در جوابم گفت : - اين قوم مردمى صبور و بردبار بوده‌اند . در ميانشان مردمى بود كه خصلت طلا را داشت هر چه بيشتر در آتش ميماند جلوه و جلايش بيشتر تشعشع و درخشش مىگرفت . دوباره پرسيدم اين مرد كى بود ؟ گفت : - اين مرد اسماعيل پسر ابراهيم بن الحسن بود كه هر چه بيشتر شكنجه ميديد بيشتر صبر مىكرد .

محمد بن ابراهيم

پسر ابراهيم بن حسن از كنيزى كه « عاليه » ناميده ميشد به دنيا آمد . او را « ديباج اصغر » ميناميدند . [ 1 ] خودش مىگويد : « وقتى ابو جعفر منصور ما را بحضورش فراخواند به من گفت : - تو ديباج اصغر هستى ؟ گفتم آرى . من هستم .
هامش
[ ( 1 - ) ] ديباج اكبر محمد بن عبد اللَّه عموى ناتنى او بود