( 1 ) به ميدان جنگ بدهد و فرار كند و بدين ترتيب نظام نيروى عبد اللَّه بن معاويه را درهم بشكند .
عبد اللَّه بن معاويه از اين راز اطلاع يافت منتها به روى خود نياورد .
فقط به شخصيتهاى برجستهى اصحاب خود گفت :
- حواستان جمع باشد : اگر ابن ضمره احيانا فرار كرد شما فرار نكنيد زيرا گريزش مصلحتى است اما در آن روز كه ميان اين دو نيز جنگ در گرفت و « ابن ضمره » بنا به آن قول و قرار راه فرار را به پيش گرفت اصحاب عبد اللَّه بن معاويه هم پشت به ميدان جنگ دادند .
با اينكه عبد اللَّه بن معاويه از پيش سفارش كرده بود . معهذا پايدارى به كار نبردند .
عبد اللَّه بن معاويه تنها ماند و تنها ميجنگند و مىگفت :
تفرقت الظباء على حراش * و ما يدرى حراش ما بصيد
آهوها فرار كردند و حراش نميداند چى شكار كند او هم بناچار پشت به ميدان رو به گريز نهاد . اما اين گريز او صورت يك عقبنشينى خردمندانهاى داشت .
عبد اللَّه بن معاويه آن ميدان را ترك گفت اما خاك كوفه را ترك نگفت . از نو دعوت خود را آشكار ساخت و از نو به تجهيز سپاه پرداخت