( 1 ) مردك در حكومت عبد اللَّه بن معاويه شبها توى كوچهها مىگشت و هر كس را ميديد بقتل ميرسانيد .
اين مرد آن چنان سفاك و بىباك بود كه مطيع بن اياس « همدم عبد اللَّه » در حق وى مىگويد .
و له شرط اذا جنه الليل * نعوذ باللَّه من شرط
وقتى شب فرا ميرسد از شر پاسبانان اين مرد به خدا پناه بريد عبد اللَّه بن معاويه مردى چنين بود :
وقتى بر انسانى خشم مىگرفت دستور ميداد او را زير تازيانه بخوابانند .
و بعد خود با همنشينانش به گفتگو ميپرداخت . خوشرو و آرام .
جلادهاى عبد اللَّه آن انسان بدبخت را آنقدر تازيانه ميزدند كه بينوا زير تازيانه جان ميسپرد .
مردى را به همين ترتيب زير شلاق گذاشته بود .
خود با نديمهايش سرگرم گفت و شنود .
مرد بيچاره زير ضربههاى شلاق ناله مىكشيد و استغاثه و التماس مىكرد ولى عبد اللَّه همچنان حرف ميزد و حرف مىشنيد و ميخنديد .
انگار هيچكس تازيانه نمىخورد و ناله نمىكند .