تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
( 1 ) يحيى بن زيد گفت : - نه ، هرگز اجازه نميدهم كه پدرم طعمه‌ى درندگان شود . بالاخره قرار بر اين گذاشتند كه او را به « عباسيه » ببرند و در آنجا دفنش كنند . سلمة بن ثابت مىگويد : جنازه‌ى زيد را شبانه بعباسيه ببريم . نهر عباسيه آب فراوان داشت . آب را از مجرى باز گردانيديم . و بعد جنازه را در وسط نهر خاك كرديم آن وقت دوباره بنهر آب انداختيم . يك غلام از مردم « سند » همراه ما بود . سعيد بن خيثم اين غلام را يك حبشى ميداند كه برده‌ى عبد الحميد رواسى بود و معمر بن خيثم او را خريده بود . بعقيده‌ى يحيى بن صالح اين مرد برده‌اى از بردگان زيد سندى بود شب هنگام مزرعه‌هاى كوفه را آب ميداد . و همين مرد ديده بود كه زيد را دارند در نهر عباسيه خاك ميكنند . صبح فردا كه حكم بن صلت از ماجرا آگاه شد دنبال جنازه‌ى زيد بجستجو افتاد . و همين غلام خواه حبشى و خواه سندى حكم بن صلت را بمزار زيد راهبرى كرد . يوسف بن عمر فرمان داد كه عباس مزنى و حجاج بن قاسم