تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
( 1 ) قبر زيد را نبش كنند و پيكر مقدسش را از خاك بدر آورند . نصر بن قابوس مىگويد : به خدا خودم ديده‌ام كه جنازه‌ى زيد را بر شترى بسته بودند . بر پيكر او پيراهنى زرد رنگ كار هرات ديدم كه از آب عباسيه خيس بود . اين جنازه را در قصر حكومت از شتر فرو افكندند . آنگاه پاره‌ى كوهى بود كه فرو افتاده بود . يوسف بن عمر فرمان داد كه اين جنازه را در كناسه بدار بياويزند . معاوية بن اسحاق و نصر بن خزيمه و زياد هندى را هم پهلوى زيد بدار آويختند . سر مقدس زيد را بوسيله زهره بن سليم به دمشق فرستاد . اما او نتوانست خود اين سر را به حضور هشام ببرد زيرا در مضيعه‌ى ابن ام الحكم مفلوج شد و از آنجا به كوفه بازگشت و هشام بن عبد الملك جائزه‌ى او را از دمشق برايش فرستاد . وليد بن محمد موقرى ميگويد : در رصافه توى خانه‌ى زهرى « عالم معروف » نشسته بودم و با او صحبت ميداشتم . فرياد بازيگران از پنجره به گوش ما ميرسيد . زهرى دو زانو راست نشست و گفت به‌بين چه خبر است وليد ؟ برخاستم و از پنجره به كوچه نگاه كردم : - اين سر زيد بن على بن الحسين است .
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 225 | جواد فاضل / أبي الفرج الأصفهاني