( 1 ) و بار ديگر از اراضى بنى سليم بيرون كرد .
پرچم زيد در اين گير و دار بدست مردى از بنى بكر بنام عبد الصمد بود .
سعيد بن خيثم ميگويد :
عدهى ما در آن جنگ پانصد نفر بيش نبود اما نيروى شام به دوازده هزار تن نميرسيد .
با زيد بن على بيش از دوازده هزار تن بيعت كرده بودند اما بيعت آنان مكر آميز بود .
در ميدان جنگ مردى شامى از بنى كلب پيش تاخت و زبان بسب و شتم فاطمهى زهرا سلام اللَّه عليها گشود .
اين مرد دختر پيغمبر را دشنام ميداد و زيد گريه ميكرد .
زيد بن على آنقدر گريست كه چهرهاش از اشك چشمانش خيس شد و آن وقت گفت :
- آيا كسى نيست از فاطمهى زهرا دفاع كند ؟ آيا كسى نيست كه بخاطر خدا و رسول خشم گيرد .
آن مرد شامى از اسبش فرود آمد و بر قاطرى سوار شد .
مردم در اين دو معركه به دو فرقه تقسيم شده بودند .
فرقهاى ميجنگيدند و فرقهاى تماشا مىكردند .
سعيد ميگويد :
- من از اسبم پياده شدم و غلام خود را صدا كردم و از او يك « مشمل »
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 220
مساهمون: جواد فاضل
ص٢٢٠