( 1 ) أ تخاف اهل الكوفه ان يكونوا فعلوها حسينيه ؟
ميترسى مردم كوفه آنچه با حسين بن على كردهاند در حق ما نيز روا بدارند ؟
نصر در جواب گفت :
خدا مرا فداى تو سازد . من كوفى نيستم . من با اين شمشير آنقدر در ركاب تو جهاد مىكنم كه پيش پاى تو جان بسپارم .
زيد بن على بار ديگر با همراهان خود بسوى مسجد حملهور شد تا محاصره را درهم بشكند .
عبيد اللَّه بن عباس كندى كه بر نيروى شام فرمان ميداد بر آستان خانهى عمر بن سعد با اصحاب زيد برخورد كرد .
اصحاب زيد عبيد اللَّه كندى را در همان حملههاى نخستين به عقب راندند .
شامىها تا در خانهى عمرو بن حريث عقب نشستند :
زيد بن على همچنان بر حملات خود مىافزود . بالاخره حلقهى محاصره را بريدند و به مسجد رسيدند :
اصحاب زيد سر پرچمهاى خود را از ( باب الفيل ) به مردم مسجد نشان ميدادند و مىگفتند :
بيرون بيائيد : بيرون بيائيد :
نصر بن خزيمه فرياد مىكشيد :
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 217
مساهمون: جواد فاضل
ص٢١٧