تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
( 1 ) مردمى فرومايه او را بقتل رسانيد مردمى مشرك و پست و شرير اى پدر بر تو گريه خواهم كرد تا آنگاه كه كبوتران بر شاخه‌هاى تازه مينالند ابو مخنف ميگويد : يوسف بن عمر همچنان در « حيره » بسر ميبرد . - كيست كيست آن كس كه با اين قوم نزديك شود و در ميانشان بجاسوسى بپردازد و از اوضاعشان به من گزارش دهد . عبد اللّه بن عباس همدانى گفت : - من اين وظيفه را انجام مىدهم امير ! عبد اللَّه با پنجاه سوار بجستجوى زيد بن على عزيمت كرد و در « جبانه سالم » سراغشان را گرفت و از وضع جنگىشان خبر يافت و به حيره برگشت و امير عراق را در جريان گذاشت . يوسف بن عمر امير عراق با جمعى از قريش و اشراف قبائل در تپه‌اى كه نزديك حيره بود اردو زد . امير شرطه‌ى وى در اين هنگام عباس بن سعيد مزنى بود در آنجا ريان بن سلمه بلوى را با دو هزار سواره و سيصد پياده بسوى اردوگاه زيد گسيل كرد . زيد بن على در اين وقت بيش از دويست و هيجده نفر مرد مسلح كسى با خود نداشت .
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 213 | جواد فاضل / أبي الفرج الأصفهاني