( 1 ) مردمى فرومايه او را بقتل رسانيد مردمى مشرك و پست و شرير اى پدر بر تو گريه خواهم كرد تا آنگاه كه كبوتران بر شاخههاى تازه مينالند ابو مخنف ميگويد :
يوسف بن عمر همچنان در « حيره » بسر ميبرد .
- كيست كيست آن كس كه با اين قوم نزديك شود و در ميانشان بجاسوسى بپردازد و از اوضاعشان به من گزارش دهد .
عبد اللّه بن عباس همدانى گفت :
- من اين وظيفه را انجام مىدهم امير ! عبد اللَّه با پنجاه سوار بجستجوى زيد بن على عزيمت كرد و در « جبانه سالم » سراغشان را گرفت و از وضع جنگىشان خبر يافت و به حيره برگشت و امير عراق را در جريان گذاشت . يوسف بن عمر امير عراق با جمعى از قريش و اشراف قبائل در تپهاى كه نزديك حيره بود اردو زد .
امير شرطهى وى در اين هنگام عباس بن سعيد مزنى بود در آنجا ريان بن سلمه بلوى را با دو هزار سواره و سيصد پياده بسوى اردوگاه زيد گسيل كرد .
زيد بن على در اين وقت بيش از دويست و هيجده نفر مرد مسلح كسى با خود نداشت .
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 213
مساهمون: جواد فاضل
ص٢١٣