تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
( 1 ) يوسف بن عمر والى عراق در اين هنگام به حيره سفر كرده بود . در همانجا مدعا عليهم را بحضور طلبيد . در ميان اين جمع تنها ايوب بن سلمه را از حضور معاف داشت زيرا وى در رديف دائىهاى هشام بن عبد الملك شمرده ميشد . مدعا عليهم وقتى به بارگاه والى عراق در آمدند بر وى سلام دادند والى با احترام و مهربانى زيد بن على را پهلوى خود نشانيد و او را بسيار دوستانه به حرف گرفت و بعد از جريان اين ادعا جستجو كرد . مدعا عليهم اين ادعا را تكذيب كردند . يوسف بن عمر دستور داد كه خالد بن عبد اللَّه در محضر قضاوت حضور يابد و دلائل خويش را ابراز دارد : اينك زيد بن على بن الحسين و محمد بن عمر بن على در برابر تو نشسته‌اند . بگو به‌بينم ادعاى تو بر اين دو نفر چيست . خالد بن عبد اللَّه در پاسخ والى گفت : من از بيش و كم هيچ دعوى بر اين دو مرد ندارم . يوسف بن عمر اين سخن را خلاف انتظار خود شنيده بود زيرا ميدانست كه خالد بن عبد اللَّه هميشه خود را طلبكاره اين ميدانست بنابر اين با خشم شديدى گفت : پس تو من و امير المؤمنين را به استهزا گرفته بودى ؟ دستور داد كه خالد را سخت در شكنجه و عذاب بگذارند .