تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
( 1 ) خالد بكيفر اين انكار آنچنان شكنجه و عذاب ديد كه گمان برد به اعدام محكوم شده است معهذا يوسف بن عمر مدعى عليهم را پس از نماز عصر در مسجد به قسم واداشت كه اين قوم هم با منتهاى رشادت قسم خوردند كه مديون خالد بن عبد اللَّه نيستند . يوسف بن عمرو اين جريان را به هشام گزارش داد و چون به مصلحت محيط نميديد كه زيد بن على در كوفه بماند از وى با لحنى تقريبا رسمى خواهش كرد كوفه را ترك گويد اما زيد به بهانه‌ى اينكه بيمار است و طاقت سفر ندارد از خواهش والى عراق سرباز ميزد . آهسته آهسته اين لحن تمام رسمى شد و زيد خود را ناچار ديد كه از كوفه رخت سفر به‌بندد . سرانجام كوفه را ترك گفت به قادسيه رسيد . در قادسيه فرقه شيعه زيد را با آغوشى مشتاق پذيرفتند و در آنجا مقدمات نهضت او را فراهم ساختند : اين تخرج عنا رحمك اللّه و معك مائة الف سيفه من اهل الكوفه و البصره و خراسان بكجا خواهى رفت . اكنون صد هزار شمشير كوفى و بصرى و خراسانى در كنار تو بر ضد دشمنان تو كشيده شده است : مىگفتند : اهل شام در اين محيط يك اقليت ضعيف بيش نيستند :
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 208 | جواد فاضل / أبي الفرج الأصفهاني