( 1 ) فقط كارى كه كرد درهاى كاخ را به روى خود بست .
مسلم بن عقيل با سپاه عظيم خود دار الاماره را محاصره ساخت .
نهضت مسلم بن عقيل شهر وسيع كوفه را به سختى جنبانيد . هر لحظه بر شمار محاصره كنندگان افزوده مىشود تا آنجا كه مسجد اعظم كوفه از مردان مسلح مالامال شد .
عبيد اللَّه بن زياد كه سخت در دهشت و هراس افتاده بود ناگهان به فكر چاره افتاد . چارهى كار را در اين ديد كه از نفوذ اشراف و امرا در قبائل عرب به نفع خود استفاده كند .
به كثير بن شهاب و جمعى از رجال عراق كه در قصر همنشين بودند دستور داد بر شرفهى كاخ بايستد و قبيلهى مذحج را از كنار مسلم دور سازد و براى مردم كوفه سخن از عواقب شورش و عقوبت خليفه و حبس و تبعيد باز گويد .
عبد اللَّه بن حازم روايت مىكند .
اشراف شهر بر شرفهى دار الاماره ايستاده بودند و در غوغاى دشنامها و ناسزاهائى كه مردم كوفه به عبيد اللَّه بن زياد ميدادند كثير بن شهاب چنين گفت :
- لب از اين هياهو فرو بنديد . بخانههاى خود باز گرديد شتاب مكنيد . پراكنده شويد . خود را بى جهت به هلاكت ميندازيد . هم اكنون نيروهاى امير المؤمنين يزيد از شام بجانب كوفه پيش مىآيند و امير
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 147
مساهمون: جواد فاضل
ص١٤٧