تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
( 1 ) پس از نماز ضمن خطبه‌ى خود گفت : « به خدا من با شما نجنگيده‌ام كه نماز بخوانيد يا روزه بگيريد يا به فريضه حج و زكات بپردازيد . شما اين وظايف را ايفا مىكرده‌ايد . من فقط بخاطر تحميل حكومت خود با شما نبرد كرده‌ام . من جنگيده‌ام كه بر شما سلطنت كنم و اكنون اين موهبت را خدا به من ارزانى داشته . هر چند كه شما از حكومت من كراهت داريد . حبيب بن ابى ثابت حديث مىكند : « معاويه از مردم عراق بيعت گرفت و بعد به ايراد خطابه‌اى پرداخت و در آن خطابه از على عليه السلام ياد كرد و لب به ناسزا گشود و همچنان حسن بن على را نيز از زخم زبان خود معاف نداشت . حسين بن على « ارواحنا فداه » تكان خورد كه بمعاويه جواب گويد اما حسن دستش را كشيد و او را سر جايش نشاند و خود از جايش برخاست و گفت : « اى تو كه على را به زشتى ياد كرده‌اى . من حسن هستم و پدرم على است . تو معاويه هستى و پدر تو صخر است . مادر من فاطمه است و مادر تو هند . جد من رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله است و جد تو حرب . جده‌ى من خديجه است و جده‌ى تو قتيله . . . اكنون لعنت خدا بر هر كداممان كه گمنام‌تر
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 105 | جواد فاضل / أبي الفرج الأصفهاني