تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
( 1 ) نخواهد دريافت . مردى كه هنگام مرگ نه در آسمانها آمرزش خواهد داشت و نه در زمين ياورى بيارش خواهد برخاست . اين مرد معاويه بود . من شناختمش . و خداوند نيز بمشيت عاليه‌ى خود تحقق بخشيده است . » در اين هنگام بانگ نماز برخواست . ما به نماز برخاستيم . بر آستان عمارت مردى داشت از شترى شير ميدوشيد . حسن عليه السلام همچنان ايستاده كاسه‌ى شير را سركشيد و با ما بسوى مسجد به راه افتاد توى راه به سمت من برگشت و فرمود : - چه شد كه بسراغ ما آمده‌اى . گفتم : - بآنكس كه محمد را با حق و بر حق به خلق فرستاد . مهر شما و دوستى شما مرا بسوى شما مىكشاند . حسن فرمود : - به تو مژده‌اى مىگويم سفيان . گوش كن . از پدرم على شنيده‌ام كه از رسول اللَّه روايت مىكرده است : « در روز رستاخيز اهل بيت من با دوستانشان كنار حوض بديدار من مىآيند و آنان همچون دو انگشت سبابه‌ى من به صورت مساوى از لطف من بهره‌ور خواهند بود . به تو اين بشارت را نيز بگويم سفيان در اين دنيا نيك و بد و زشت و زيبا با هم بسر خواهند برد تا روزى كه امام بر حق . قائم آل محمد برانگيخته شود . « در