تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
( 1 ) عطاء بن سائب از قول پدرش حديث مىكند : هنگامى كه على عليه السلام بر منبر نشسته بود مردى بحضورش آمد و گفت : خالد بن عرفطه زندگى را بدرود گفته يا امير المؤمنين على در جواب فرمود : - اينطور نيست . خالد نمرده . ديگرى برخاست و گفت : - خالد بن عرفطه از دنيا رفته . باز هم على ويرا تكذيب كرد . بالاخره سومين نفر با لحن مطمئن‌ترى گفت : اين محقق است كه خالد بن عرفطه مرده . على عليه السلام همچنان با اطمينان خاطر فرمود : خالد بن عرفطه نمرده و نخواهد مرد تا روزى با پرچم ضلالت از باب الفيل به مسجد آيد و پرچم او را هم مردى بنام حبيب بن عمار بر دوش كشد . ناگهان مردى از پاى منبر پريد و گفت . من حبيب بن عمار هستم . با امير المؤمنين . من شما را دوست ميدارم من شيعه‌ى شما هستم . على گفت سخن همين است كه ادا كرده‌ام .