( 1 ) و مسلم است كه حرمت امروز را نخواهى داشت . . . اگر بسوى من عزيمت كنى يك ميليون درهم از خزانهى من حق خواهى داشت به اين ترتيب كه نيمى از آن را هنگام ديدار و نيم ديگرش را وقتى كوفه را تسخير كردهام به تو تحويل خواهم داد . »
عبيد اللَّه بن عباس همان شب وقتى اردو آرامش يافت از خرگاه خود به خرگاه معاويه گريخت . و معاويه هم در همان نيمه شب پانصد هزار درهم به او پرداخت .
وقت سحر كه جنگجويان از خواب بيدار شدند تا نماز صبح بگذارند هر چه از فرمانده خود انتظار كشيدند تا بيايد بر صفوف جماعت امامت كند نشانى از او پيدا نشد .
به جستجويش پرداختند و دريافتند كه بسوى معاويه فرار كرده است .
قيس بن سعد كه امير دوم سپاه بود بجاى عبيد اللَّه بر مردم امامت كرد تا نماز صبح بپايان رسيد .
قيس وقتى در ركعت دوم سلام داد از جاى برخاست و چنين گفت :
« اين پيش آمد در چشم شما هولناك و مهم جلوه نكند » « فرار اين مرد ترسو و كوته فكر را عظيم نشمريد » .
اين عبيد اللَّه و پدرش و برادرش هرگز براى مردم مصدر خير و صلاح نبودهاند .
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 95
مساهمون: جواد فاضل
ص٩٥