( 1 ) در روشنائى روز يسر بن ارطاة از صف نبردى شام به ميدان آمد و فرياد كشيد :
- اى سربازان كوفه اين امير شما عبد اللّه بن عباس است كه با معاويه بيعت كرده و آن هم حسن بن على است كه دست صلح به پيش آورده است . شما بخاطر چه هدفى خويشتن را بكشتن ميدهيد ؟
قيس بن سعد انصارى بسربازان خود گفت :
- من شما را ميان اين دو روش مختار ميگذارم ، يا بر اجتهاد خود بى امام بجنگيد و يا گمراهانه با معاويه بيعت كنيد .
- ما بى امام با دشمن خود خواهيم جنگيد سپاه كوفه در پاسخ قيس گفتند :
قيس بيدرنگ به نيروى خود فرمان حمله داد .
اين حمله آن چنان سنگين بود كه سپاه يسر بن ارطاة را تا اردوگاه معاويه به عقب راند .
معاويه كه پافشارى قيس را ديد نامهاى سراسر استمالت و وعده و نويد به قيس نوشت بلكه او را از راه باز گرداند ولى قيس چنين پاسخش داد :
- نه به خدا . هرگز مرا نخواهى ديد الا آنكه ميان من و تو نيزهها افراشته باشد .
معاويه كه از دلربائى خود نتيجهاى نديد اين نامه را براى قيس
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 97
مساهمون: جواد فاضل
ص٩٧