تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
( 1 ) در دالان تاريكى كه مدخل شهر ساباط « شاه آباد غرب » شمرده ميشد مردى از قبيله‌ى « اسد » كه جراح بن سنان ناميده ميشد پيش آمد و عنان استر سوارى او را گرفت و گفت اللَّه اكبر يا حسن . اشركت كما اشرك ابوك همانطور كه پدرت از دين بدر رفت تو نيز دين اسلام را ترك گفته‌اى . و بعد با تيشه‌ى سنگ تراشى كه در دست داشت ضربت هولناكى بر ران حسن بن على فرود آورد . اين ضربه تا آنجا قوى بود كه از گوشتها گذشت و به استخوان ران رسيد . حسن نيز اين ضربه را با شمشير پاسخ گفت و بعد دست به گريبان او شد و هر دو به روى خاك در غلطيدند . عبد اللَّه بن حنظل از اصحاب امام پيش دويد و تيشه را از چنگ جراح بن سنان در آورد و بر مغز او فرو كوفت . ظبيان بن عماره به روى جراح افتاد و بينى او را بريد و بعد همراهان حسن بن على از چپ و راست با ضربات پى در پى خود جراح بن سنان را به قتل رسانيدند . و حسن بن على را كه ديگر نمىتوانست بر استر خود بنشيند بر روى تختى خوابانيدند و بسوى مدائن روى نهادند .
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 93 | جواد فاضل / أبي الفرج الأصفهاني