باشند بوسيلهء ايمان و عمل صالح هم چنان كه راهن تخليص رهن خود كند باداء حق مراد آنست كه حق سبحانه به جهت شرافت ايمان و ميمنت اعمال صالحه خطيئات ايشان را مغفور سازد و ايشان را ناجى و رستگار گرداند و نظير اينست آيه كريمه إِنَّ الإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ و از امير المؤمنين عليه السّلام مرويست كه مراد باصحاب اليمين در اينجا اطفال مؤمناناند زيرا كه اعمال از ايشان صادر نشده باشد كه به آن مرتهن شوند . و ابن عباس رضى اللَّه عنه فرمود كه مراد ملائكهاند . و ابو حمزهء ثمالى از امام محمّد باقر صلوات اللَّه عليه و على آبائه و اولاده و السلام نقل كرده كه
نحن و شيعتنا أصحاب اليمين
ما و شيعيان ما اصحاب دست راست باشند ، و اين اصحاب يمين .
( 40 ) -
* ( فِي جَنَّاتٍ ) * در بوستانهاى بهشت باشند مرفه الحال و فارغ البال تنكير جنات به جهت تعظيم است و اشاره بعدم معرفت ما بكنه آن يعنى كه در بهشتهايى كه بجز خداى وصف آن نتواند كرد و حقيقت آن را نتواند دانست ، و بدانكه ميتواند بود كه اين جار و مجرور در محل نصب باشد بر آنكه حال باشد از أَصْحابَ الْيَمِينِ و محتملست كه حال باشد از ضمير قوله * ( يَتَساءَلُونَ ) * يعنى اصحاب يمين سؤال كنند يكديگر را در حالتى كه در بهشت باشند .
( 41 ) - * ( عَنِ الْمُجْرِمِينَ ) * از احوال مشركان ، و نزد بعضى يَتَساءَلُونَ بمعنى يسألون است چون تداعيناه كه بمعنى دعوناه است و مسئول غير ايشان يعنى ميپرسند اصحاب يمين غير خود را كه ملائكه باشند از احوال مشركان ، و قوله : ( 42 ) - * ( ما سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ ) * نه از براى بيان تساؤل است زيرا كه اگر چنين ميبود اسلوب كلام بر اين نهج مىبود كه يتساءلون المجرمين ما سلككم ، بلكه حكايت است از قول كسانى كه اهل بهشت از ايشان سؤال كنند از حال مشركان چه آنچه مجرمان بمسؤلين گفته باشند ايشان به سائلين القاء كنند ، و حذف مسئولين در كلام بنا بر نهج تنزيلست در غرابت اسلوب نظم ، پس معنى آنست كه بعد از سؤال سائلين بمسؤلين از احوال مجرمين در جواب گويند كه ما گفتيم بمجرمان كه چه چيز شما را آورد در دوزخ .
( 43 ) - * ( قالُوا ) * گفتند ايشان در جواب كه * ( لَمْ نَكُ ) * نبوديم در دنيا * ( مِنَ الْمُصَلِّينَ ) * از نماز گذارندگان يعنى ترك صلاة مفروضه مىكرديم و بفرضيت آن اعتقاد نداشتيم .
( 44 ) - * ( وَلَمْ نَكُ ) * و نبوديم كه * ( نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ ) * طعام دهيم درويشان را از زكات مفروضه .
( 45 ) - * ( وَكُنَّا نَخُوضُ ) * و بوديم كه شروع ميكرديم در امور باطله كه آن غيبت محمّد بود
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 74
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٧٤