تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
روايتى آمده كه اين سوره در حجة الوداع نازل شد وقتى كه آن حضرت بمنى بود در ايام تشريق و اكثر علماى امت بر آنند كه نزول اين قبل از فتح مكه بود و قصهء فتح آن بروايت محمّد بن اسحاق بر اين نهج بود كه چون رسول صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم در عام الحديبيه با قريش صلح كرد به اين شرط كه هر كه از قريش خواهد كه در عهد رسول آيد قريش را با او كارى نباشد و هر كه از رسول اراده نمايد كه در عهد قريش رود رسول با او مضايقه ننمايد پس بنى خزاعه در عهد رسول در آمدند و بنى بكر در عهد قريش و بعد از آن ميان اين دو قبيله فتنه قديم مجدد گشت به جهت دعوى خونى چند كه بنى بكر بر بنى خزاعه ميكردند و چون قريش ديدند كه بنو بكر در عهد ايشان در آمدند مدد آنها كردند و سلاح پوشيدند و بر بنى خزاعه شبيخون زدند و مردى از ايشان را بكشتند و اين مجادله در بيرون حرم بود و از جملهء معاونان بنى بكر عكرمة بن ابى جهل بود و سهيل بن عمرو و صفوان بن اميه و بنى خزاعه پناه آوردند بحرم و نوفل ببنى بكر گفت در حرم رويد و انتقام از ايشان بكشيد و ملاحظه حرمت حرم مكنيد كه در حرم بدتر از اين كارها كرديد چون دزدى و غير آن از انواع تباهى بنى خزاعه التجاء به خانه بديل بن ورقاء خزاعى بردند و بديل سيد قوم بود ببر وى آمد و گفت اى قوم اين بد عهدى است كه با محمّد كرده‌ايد آن را بشكستيد و هتك حرم كرديد و احترام آن را مرعى نداشتيد اگر نه حرمت حرم خدا بودى امروز شما را بتيغ سياست هلاك ميكردم و در ساعت مردى را بمدينه فرستاد نام او عمر و بن سالم خزاعى و چون بمدينه آمد رسول صلَّى اللَّه عليه و آله با اصحاب در مسجد نشسته بودند نزد آن حضرت اين ابيات بر خواند :
لا همّ إنّي ناشد محمّدا حلف أبينا و أبيه الأتلدا
إنّ قريشا أخلفوك الموعدا و نقضوا ميثاقك المؤكّدا
هم بيّتونا بالوتير هجّدا فقتلونا راكعا و سجّدا
چون رسول صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم اين را بشنيد گفت اى عمرو خاموش شو و غم مخور كه من كينه شما را بخواهم و نصرت خدا در پيش منست پس به خانه ميمونه رفت و گفت آب حاضر كن ميمونه آب بياورد و آن حضرت از آن غسل ميكرد و ميگفت لا نصرت إن لم أنصر بنى كعب گفت نصرت داده نشوم اگر نصرت بنى كعب ندهم و بنى كعب رهط عمرو بن سالم بودند بديل بن ورقاء با جماعتى از خزاعه بعد از فرستادن عمر و به خدمت حضرت بمدينه آمد و خطاى قريش و بنى بكر بر بنى خزاعه و نقض عهد ايشان را معروض داشت پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم او را اكرام و اعزاز تمام نمود و فرمود كه شما باز گرديد كه من بر اثر شما ميآيم و اين انتقام مرا بايد كشيد ، بديل به مكه مراجعت كرد رسول صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم با اصحاب گفت چنين ميبينم كه ابو سفيان خواهد آمد تا عهد را مجدد و موثق سازد و مدت مصالحه را زياده
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 373 | الملا فتح الله الكاشاني