عذاب كنيد و هول منكر و نكير و فشارش و عقوبت قبر را دريابيد و بعد از آنكه مبعوث گرديد و بعرصات قيامت در آئيد نامه هاى اعمال و ترازوى افعال و انواع نكال و عقوبات دوزخ را به نظر شما در آرند و شما را بسلسله عذاب و عقوبت كشند و مقوى قول اخير است روايت زر بن حبيش از امير المؤمنين عليه السّلام كه
ما زلنا نشك فى عذاب القبر حتى نزلت أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ ) * - الى قوله - كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ يريد فى القبر و ثم كلا سوف تعلمون بعد البعث
هميشه ما شك داشتيم در عذاب قبر تا الهيكم التكاثر نازل شد تا بقوله كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ چه مراد به اين عذاب قبر است و * ( ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ ) * عذابى كه بعد از حشر و نشر باشد ، بعضى گفتهاند كه معنى آنست كه كلا سوف تعلمون اذا رأيتم الأبرار ثم كلا سوف تعلمون اذا رأيتم دار الفجار ، و نيز به جهت مبالغه در تنبيه و ردع مىفرمايد كه :
( 5 ) - * ( كَلَّا ) * نه چنانست كه بكسان مرده و زنده خود تكاثر كنيد و بوفور اموال فانى خود تفاخر نمائيد * ( لَوْ تَعْلَمُونَ ) * اگر بدانيد كه چه در پيش داريد از اهاويل و مخاويف عظيمه * ( عِلْمَ الْيَقِينِ ) * دانستن امرى كه بكثرت بى گمان باشد يعنى همچه دانستن شما آن چيزى را كه به آن متيقنيد و بيقين ميدانيد از امور معلومه هر آينه شما را باز دارد از مفاخرت و مكاثرت پس موصوف يقين و جواب شرط محذوفست و تقدير اينست كه لو تعلمون علم الامر اليقين اى كعلمكم ما تستيقنونه أشغلكم ذلك عن غيره و مانند اين است حق اليقين و محض اليقين و عين اليقين و مىتواند بود كه اضافهء علم بيقين بيانيه باشد يعنى علمى كه آن عين يقين است و عدم اطلاق يقين بر خدا به جهت آنست كه يقين علم است بشيء بعد از اضطراب و ارتياب در آن و حذف جواب شرط به جهت تفخيم است و نميتواند بود كه جواب شرط اين باشد كه :
( 6 ) - * ( لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ ) * زيرا كه رؤيت جحيم محقق الوقوعست بلكه جواب قسم محذوفست كه مؤكد وعيد است و موضع منذر منه بعد از ابهام آن به جهت تفخيم و تقدير اينكه و اللَّه لترون الجحيم يعنى به خدا سوگند كه هر آينه بخواهيد ديد دوزخ را در حالت نزع يا وقتى كه بعرصات در آئيد و از دور آن را مشاهده كنيد ( 7 ) - * ( ثُمَّ لَتَرَوُنَّها ) * پس بخواهيد ديد آن را البته * ( عَيْنَ الْيَقِينِ ) * همچه ديدن چيزى بىگمان ( 1 ) يا رؤيتى كه نفس يقين باشد يعني ديدن به چشم وقتى
هامش
( 1 ) در سورهء واقعه اشاره بمعنى يقين و مراتب سه گانهء آن نموديم اكنون گوئيم در اين سوره دو مرتبه از مراتب سه گانه نامبرده شده اول علم اليقين است كه * ( كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ ) * يعنى اگر بدانيد شما ( آنچه در پيش داريد ) بعلم يقينى كه هيچ شك و ريبى در آن نباشد هر آينه تكاثر و تفاخر نخواهد كرد پس از آن فرمود * ( لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ ) * قسم بخداى تعالى كه هر آينه خواهيد ديد جهنم را و ممكن است كه مراد از اين رؤيت هنگام نزع باشد و اين درجهء ناقصه از رؤيت است كه آن مشاهده كردن چيزيست از دور بطورى كه جميع مشخصات و دقايق وجوديهء آن تميز داده نشود و درجهء كاملهء رؤيت آنست كه چيزى را با تمام خصوصيات و مشخصات از نزديك به بيند و يقينى كه از اين رؤيت كامله حاصل ميگردد آن را عين اليقين گويند و حقتعالى بدان اشاره فرموده كه * ( ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَيْنَ الْيَقِينِ ) * و اين در عرصات است هنگامى كه بمفاد * ( وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَنْ يَرى ) * دوزخ ظاهر و نمودار شود و مردم آن را از نزديك با همهء خصوصيات و مشخصات مشاهده نمايند .