تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
رنگهاى او از حمرت و خضرت و بياض و صفرت و غير آن ، و گويند كه مراد بالوان صنوف است يعنى مختلف است اصناف و اجناس او چون گندم و جو و برنج و كنجد و جز آن * ( ثُمَّ يَهِيجُ ) * پس خشك مىشود آن زرع بعد از خضرت و نضارت * ( فَتَراه ) * پس مىبينى آن را * ( مُصْفَرًّا ) * زرد شده پس از طراوت و غضاضت * ( ثُمَّ يَجْعَلُه ) * پس ميگرداند خداى آن را * ( حُطاماً ) * ريزه ريزه و درهم شكسته و خرد و مرد گشته * ( إِنَّ فِي ذلِكَ ) * بدرستى كه در انزال باران و اخراج زروع مختلفه به آن و تقلب آن از حالى بحالى و صفتى بصفتي * ( لَذِكْرى ) * هر آينه ياد كرد نيست * ( لأُولِي الأَلْبابِ ) * مر خداوندان عقول سليمه را كه در آن تفكر نمايند و عارف شوند بصانع محدث و عالم گردند بقدرت او سبحانه بمبدء و معاد و بعث و نشور ، يا در آن پنديست مر اهل خرد را كه تشبيه نمايند اموال دنيويه را بآنمزروع تر و تازه و بر آن اعتماد نكنند چه اندك وقتى نمو آن بذبول مبدل شود و سمت زوال پذيرد و چون عقولى كه صافى باشند از شوايب كدورات و پاكيزه از رنگ تخيلات و توهمات به اين استدلال بسرحد عرفان و ايقان ميرسند و آنهايى كه مشوب باشند بلوث اوهام در اين تفكر نمىكنيد تا عارف شوند بوجود صانع علام از اين جهت بعد از اين مىفرمايد كه : 22 - * ( أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّه ) * آيا پس آن كسى كه گشاده كرده است خداى تعالى * ( صَدْرَه ) * سينه او را و فراخ گردانيده دل او را * ( لِلإِسْلامِ ) * براى قبول كردن اسلام بوسيله استعمال قوهء عقليه در دلايل بينه و حجج واضحه و بواسطه استعداد تام او با لطاف هاديه همچون كسى است كه سينه او تنگست از قبول حق به جهت اصرار او بر عناد و انكار و عدم تدبر او در دلايل و معجزاتى كه موصلست بمعرفت پروردگار و صدقيت سيد مختار صلى اللَّه عليه و آله و سلم خلاصه معنى آنست كه آن كسى كه خداى تعالى بسبب اهليت و استعداد لطف در حق او الطاف عميم خود فايض سازد بر وجهى كه سينه او منشرح شود بقبول ايمان همچو كسى نباشد كه به جهت عدم استعداد لطف نظر الطاف از او بازگيرد و او را در مضيق كفر بگذارد چه بينهما بعد المشرقين است * ( فَهُوَ ) * پس آن كسى كه سينه او فسيح است و دل او وسيع از