تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
ميكنى از ايشان آنهايى را كه گرفتار باشند به عذاب آتش سوزان يعنى نميتوانى و قدرت ندارى كه آنها را مؤمن سازى و از عذاب برهانى و بنا بر آنكه خبر محذوف باشد پس * ( أَ فَأَنْتَ تُنْقِذُ ) * كلامى مستأنف خواهد بود و معنى بر اينوجه كه آيا تو اى محمّد ميرهانى آن را كه در دوزخ باشد يعنى قادر نيستى كه بوسيله ادخال ايمان در قلوب دوزخيان ايشان را از عذاب برهانى پس عدم قبول ايمان از جانب نفس ايشانست و بر تو حرجى لازم نمىآيد چه بر تو همين تبليغ است و بس ، از ابن عباس منقول است كه اين آيه در شأن ابو لهب است و پسرش عتبه ، و بعد از ذكر وعيد مشركان بيان وعد مؤمنان مىكند و ميگويد كه : 20 - * ( لكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا ) * لكن آنان كه بپرهيزند * ( رَبَّهُمْ ) * از عذاب پروردگار خود بوسيلهء قبول ايمان و بسبب طاعت * ( لَهُمْ ) * مر ايشانراست در بهشت * ( غُرَفٌ ) * غرفها يعنى منزلهاى بسيار بلند * ( مِنْ فَوْقِها غُرَفٌ ) * از بالاى آن غرفها غرفهاى ديگر بلندتر * ( مَبْنِيَّةٌ ) * كه بنا كرده و مستحكم گردانيده شده است بلا قصور و اعوجاج ، اين كلام در مقام اين آيه است كه لَهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِنَ النَّارِ وَمِنْ تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ و چون نظر در انهار جاريه كردن موجب التذاذ نفس است از اينجهت بعد از اين ميفرمايد كه * ( تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهارُ ) * ميرود از زير آن غرفها جويهاى بهشت و وعده داده شده است اين غرفها و انهار باهل ايمان * ( وَعْدَ اللَّه ) * وعده دادن خدا يعنى اينوعده خداى تعالى است بايشان * ( لا يُخْلِفُ اللَّه الْمِيعادَ ) * خلاف نميكند خدا وعدهء خود را پس البته آن محقق الوقوع است و تخلف آن از قبيل محال ، ابو سعيد خدرى از حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلم روايت كند كه چون اهل بهشت ببهشت درآيند از بالاى سر خود غرفها بينند كه بعد مسافت ميان ايشان و آن غرف چون بعد زمين باشد نسبت به آسمان و اهل آن بمثابه ستارگان درخشند ، گفتم يا رسول اللَّه اين منازل انبياء باشد فرمود كه اهل اين مراتب و درجات صالحان امت باشند پس او سبحانه در عقب ذكر دعوت مردمان بتوحيد بيان دلايل وحدت مىنمايد بر اين وجه كه : 21 - * ( أَ لَمْ تَرَ ) * آيا نمىبينى ، خطاب به حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلم است و مراد جميع مكلفيناند و استفهام از براى تقرير يعنى البته ميبينيد * ( أَنَّ اللَّه ) * آنكه خدا * ( أَنْزَلَ ) * فرو فرستاده * ( مِنَ السَّماءِ ) * از آسمان يا از ابر * ( السَّماءِ ) * آبى يعني آب باران * ( فَسَلَكَه ) * پس در آورد آن آب را * ( يَنابِيعَ فِي الأَرْضِ ) * در چشمهاى نابع و كاريزهاى جارى كه در زمين است * ( ثُمَّ يُخْرِجُ بِه ) * پس بيرون مىآورد از آن آب * ( زَرْعاً ) * كشتزار * ( مُخْتَلِفاً أَلْوانُه ) * ( 1 ) كه گوناگون است
هامش
( 1 ) حقتعالى در اين آيه مباركه و هم آيات چندى كه بدين مضمونست و در سائر مجلدات اين كتاب ما بمناسبت مقام مكرر تذكر داده‌ايم يك سلسله از حوادث كونيه را به خود مستند فرموده و از افعال و آيات قدرت خويش شمرده است از آن جمله فرموده * ( ثُمَّ يَجْعَلُه حُطاماً ) * ولى در سوره مباركه حديد ميفرمايد * ( اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا . . ) * * ( كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَباتُه ثُمَّ يَهِيجُ فَتَراه مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطاماً ) * الايه يعنى اينكه نبات حطام مىشود ( خشكيده و درهم شكسته ) گويى از آثار طبيعى و تحولات عادى شمرده است نه از افعال خويشتن و شايد وجه اختلاف تعبير آن باشد كه در سوره حديد در مقام بيان بىاعتبارى و بيوفايى دنيا و عدم ثبات و قرار زندگانيست كه اطوار حيات را بتحولات نبات تمثيل فرموده است و لكن در اين آيه و نظائر آن در مقام آشنا كردن كافرانست بآيات قدرت و دلائل ربوبيت خود و بدين مناسبت در پايان آيهء واقع در سوره حديد ميفرمايد : * ( وَمَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِ ) * و در اينجا * ( إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لأُولِي الأَلْبابِ ) * .