تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
اشعار است بر تعريض بذم جماعتى كه در امر مذكور جسارت مينمودند و مصداق اينست اينكه مى - فرمايد كه * ( أُولئِكَ ) * آن گروه كه مستثنىاند از اهل جسارت بواسطه اتصاف ايشان بصفات مذكوره * ( هُمُ الرَّاشِدُونَ ) * ايشانند راه يافتگان بطريق صلاح و محاسن امور بر وجهى كه متصلب و راسخند در آن ، و اشتقاق رشد از رشادت است كه بمعنى صخرهء صلب است و اين تزين ايمان و تكريه كفر و عصيان . 8 - * ( فَضْلًا مِنَ اللَّه ) * بجهة تفضلى است از جانب خدا * ( وَنِعْمَةً ) * و نعمتى و رحمتى از طرف او * ( وَاللَّه عَلِيمٌ ) * و خداى داناست بصدق و كذب مخبر و هر يك را بر وفق آن جزاء و سزا خواهد داد * ( حَكِيمٌ ) * محكم كار در امور بندگان و از جملهء امور محكمهء او است كه بتحقيق اخبار امر فرموده زيرا كه اخبار كاذبه موجب انواع فتنها و سبب اصناف بلايا است و بدانكه فايده تقديم خبر ( ان ) بر اسم آن قصد است بتوبيخ بعضى از اهل ايمان بر آنچه مستهجن بود از ايشان از استتباع رأى رسول با رأى خود پس واجب باشد تقديم آن به جهت انصباب غرض بسوى آن ، و ايثار يُطِيعُكُمْ بر ( أطاعكم ) به جهت دلالتست بر آنكه ارادهء ايشان استمرار و استصواب بود در جمع امورى كه ايشان را سانح ميشد بدليل قول فِي كَثِيرٍ مِنَ الأَمْرِ و شريطهء لكِنَّ كه آن مخالفت ما بعد است از ما قبل نفيا و اثباتا اگر چه بحسب لفظ مفقود است لكن من حيث المعنى موجود است چه صفات جماعتى كه ايمان در قلوب ايشان محبب است مغاير صفات جماعتى است كه ذكر ايشان مقدم است ، و جملهء مصدره باسم اشاره نزد بعضى جملهء معترضه است و * ( فَضْلًا ) * مفعول له تزيين و تكريه و پيش جماعتى ديگر مفعول له رشد است و بنا بر اين اگر چه بحسب ظاهر شرط مفعول له كه اتحاد فاعل است مفقود است به جهت آنكه رشد فعل عباد است و فضل فعل او سبحانه ليكن چون منشأ رشد تحبيب و تكريهست كه مستند به او سبحانه است پس گوئيا رشد نيز از جملهء افعال او است و حينئذ جايز باشد انتصاب آن برشد و ميتواند بود كه آن فعل محذوف باشد و تقدير اينكه جرى ذلك يا كان ذلك فضلا من اللَّه و احتمال آن نيز دارد كه مفعول به الرَّاشِدُونَ باشد يعنى ايشان راه يافتگاناند بفضلى كه از جانب خداست ، آورده‌اند كه حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم روزى بر درازگوشى نشسته بود در مجلسى از مجلس انصار رسيد و توقف فرمود آن دراز گوش بول كرد و عبد اللَّه سلول بينى خود را گرفت گفت بگذار اين دراز گوش را كه به هرجا كه خواهد رود كه عفونت بول او ما را متأذى ساخت عبد اللَّه رواحه گفت بينى ميگيرى از بول حيوان او كه خوشتر از بوى تست - و بروايتى اين دراز گوش به از تست - و بول او بهتر از مشك تو ، پس رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم از مجلس بيرون آمد و ابن سلول از سخن وى در غضب شده سخنى بىادبانه گفت ابن رواحه نيز در مقابل آن سخنى در مقابل انداخت و كار بمنازعه كشيد قوم هر دو كه اوس و خزرج بودند بتعصب