ميان شما است چه آن اخبار يكى از معجزات است او را * ( لَوْ يُطِيعُكُمْ ) * اگر فرمان برد شما را يعنى اگر رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم قبول قول شما كند و به رأى شما عمل نمايد * ( فِي كَثِيرٍ مِنَ الأَمْرِ ) * در بسيارى از كارها * ( لَعَنِتُّمْ ) * هر آينه برنج افتيد و هلاك شويد زيرا كه أكثر قول و فعل شما براى هوى و عصبيت است پس در جميع امور اطاعت وى نمائيد تا از مضيق هلاكت دنيوى و اخروى برهيد و بانبساط تمام و بسطت لا كلام بر بساط مقاصد دارين مستقر شويد ، و در كشاف آورده كه جمله مصدره بكلمهء لو كلام مستأنف نيست به جهت آنكه مؤدى بتنافر نظمست پس آن متصل است بما قبل خود به اين وجه كه حال باشد از ضمير * ( اعْلَمُوا ) * يا * ( فِيكُمْ ) * و معنى اينكه در ميان شما است رسول خدا بر حالتى كه واجب است بر شما تغيير آن حالت يا آنكه شما بر حالتى هستيد كه واجب است تغيير آن حالت و آن مجادله شما است به آن حضرت در تبعيت او براى شما در حوادث روزگار و استصواب او بشما همچو فعل مطواع مر غير خود را كه تابع او باشد در آنچه صواب ديد او بود ، اينكلام دالست بر آنكه بعضى از اهل ايمان رسول را بر حرب بنى المصطلق و بر تصديق قول وليد ميداشتند و چون جماعتى ديگر از ايشان كه بحليهء كمال تقوى متحلى بودند در اين امر جسارت نميكردند و خود را از آن دور مى - داشتند از اينجهت حق سبحانه بر سبيل استدراك مدح ايشان فرمود به اين قول كه * ( وَلكِنَّ اللَّه ) * و ليكن خداى تعالى * ( حَبَّبَ ) * دوست گردانيده است * ( إِلَيْكُمُ ) * بسوى شما يعنى بعضى از شما كه بتقوى خود را از آن بازداشتهايد * ( الإِيمانَ ) * ايمان را كه تصديق است به خدا و رسول و به جميع ما جاء به النبى و ترك ذكر بعضى به جهت دلالت صفت ايشان است بر آن چه مفارق صفت غير ايشان است كه مذكور شدهاند و اين از جملهء ايجازات و لمحات لطيفهء قرآنى است كه متفطن نميشوند به آن مگر خواص كه علماى علم بياناند و از اين قبيل است قوله * ( وَزَيَّنَه ) * و بياراسته است ايمان را * ( فِي قُلُوبِكُمْ ) * در دلهاى شما بنصب ادله واضحه و حجج بينه ساطعه * ( وَكَرَّه ) * و مكروه گردانيده و دشمن ساخته * ( إِلَيْكُمُ ) * بسوى شما * ( الْكُفْرَ ) * پوشيدن حق را كه آن توحيد است و نبوت و ساير اركان ايمان * ( وَالْفُسُوقَ ) * و بيرون رفتن از طاعات مفروضه و عدم اتيان به آن * ( وَالْعِصْيانَ ) * و ارتكاب نمودن بساير نافرمانى از روى عناد و طغيان ، و از ابن عباس و ابن زيد نقلست كه مراد بفسوق كذبست و اينقول از أبي جعفر عليه السّلام نيز نقل كردهاند و معنى تحبيب و تزيين ايمان و تكريه كفر و فسوق و عصيان لطف و امداد است بتوفيق در طاعت و تجنب از معصيت ، و از جمله الطاف كه باعث رسوخ ايمانست و صارف كفر و عصيان نصب ادله است و وعدهء ثوابست بر طاعت و ايمان و وعيد عقاب بر كفر و معصيت اين آيهء دالست بر بطلان اهل جبر زيرا كه هر گاه او سبحانه تحبيب ايمان كرده باشد در قلوب ايشان و تكريه كفر نموده از ايشان پس چگونه تحبيب چيزى نمايد كه محبوب او نباشد ، و استدراك
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 413
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٤١٣