شد كه ظهور عيسى عليه السّلام از علامت قرب قيامت است * ( فَلا تَمْتَرُنَّ بِها ) * پس شك مكنيد و جدل منمائيد بآمدن قيامت * ( وَاتَّبِعُونِ ) * و پيروى كنيد مرا يعنى تابع رسول من شويد ، و گويند كه اين قول رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم است كه حضرت عزت امر به او نموده و به آنكه قوم خود را بتبعيت خود دعوت كن و بگوى كه * ( هذا ) * اينكه مر شما را به اين دعوت ميكنم * ( صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ ) * راه راستست كه سالك در آنجا هرگز گمراه نگردد ، و از حسن روايت است كه ضمير * ( إِنَّه ) * راجع به قرآن است و معنى آنست كه قرآن آن چيزيست كه به آن ساعت قيامت دانسته مىشود زيرا كه حق سبحانه در او بيان آن كرده و اعلام بندگان نموده ، و از ابو مسلم منقولست كه معنى بر اينوجه است كه به قرآن دانسته شده قيام قيامت زيرا كه آخرين كتاب آسمانيست كه بپيغمبر آخر الزمان نازل گشته و قول اول اصح و اشهر است ، و چون شيطان دشمن عظيمست در اغواء و اضلال بندگان و در اضلال ايشان از صراط مستقيم و طريق قويم از اينجهت بعد از امر مردمان بتبعيت طريق مستقيم بر سبيل مبالغه و تأكيد نهى ايشان كرده از طاعت ايشان و فرموده كه :
62 - * ( وَلا يَصُدَّنَّكُمُ الشَّيْطانُ ) * و البته بايد كه باز ندارد شما را شيطان از سلوك راه راست بوسوسه و اغواء يعنى بايد كه متابعت او نكنيد و قدم از راه مخالفت او بيرون ننهند * ( إِنَّه لَكُمْ ) * بدرستى كه شيطان مر شما را * ( عَدُوٌّ مُبِينٌ ) * دشمنى است آشكارا و هويدا و به جهت فرط عداوت اوست كه شما را از نزهتگاه جنان بيرون كرده بزندان محنت و بليت اين جهان مبتلا ساخت پس به هيچ وجه تابع وساوس او مشويد تا شما را به آتش نيران و اصناف عقوبت آن جهان گرفتار نگرداند ، آن گه مردمان را اخبار نمايد از احوال عيسى عليه السّلام در حينى كه مبعوث شده بود بر امت خود و اعلام ميفرمايد ايشان را از اعتراف او بعبوديت خود تا از معبوديت او تبرى جسته بتوحيد او سبحانه معترف شوند و ميگويد كه :
63 - * ( وَلَمَّا جاءَ عِيسى ) * و هنگامى كه آمد عيسى * ( بِالْبَيِّناتِ ) * بحجج بينه و معجزات واضحه يا آيات انجيل و احكام اوامر و نواهى حضرت ملك جليل * ( قالَ ) * گفت مر بنى اسرائيل را * ( قَدْ جِئْتُكُمْ ) * بتحقيق آمدهام بشما * ( بِالْحِكْمَةِ ) * بشريعتى مشتمل بر حكمت و مصلحت * ( وَلأُبَيِّنَ لَكُمْ ) * و براى آنكه بيان كنم و هويدا سازم براى شما * ( بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيه ) * بعضى از آنچه اختلاف ميكنيد در آن يعنى آن اختلاف را كه متعلق باشد بامور دين كه مناط تكليف است نه اختلاف كه تعلق به دنيا داشته باشد و خارج از دايره تكليف ، و گويند كه مراد آنست كه من احكامى را كه شما در او اختلاف ميكنيد بيان ميكنم نه همهء احكام شرايع چه غير احكام مختلفه در تورية مضرح و مبين است و اصلا احتياج به تبيين و توضيح ندارد و وجه اول اوضح است چه وجه
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 259
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٢٥٩