تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
* ( يَتَرَقَّبُ ) * انتظار ميبرد كه كسى از پى او در آيد و او را بگيرد * ( قالَ رَبِّ ) * گفت اى پروردگار من * ( نَجِّنِي ) * نجات ده ما را و برهان * ( مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ) * از گروه ستمكاران يعنى فرعون و كسان او و مرا در حفظ خود نگهدار تا از ايشان كسى به من نرسد و ضرر نرسانند و در موضح آورده است جبرئيل آمد و گفت يا موسى حكم الهى چنانست كه به شهر مدين توجه نمايى پس او را بر سر راه آورد * ( وَلَمَّا تَوَجَّه ) * و چون قدم به راه نهاد متوجه شد و روى آورد * ( تِلْقاءَ مَدْيَنَ ) * بسوى مدين و آن مدينهء بود مسمى باسم بانى آن كه مدين ابن ابراهيم خليل عليه السّلام بود و شعيب عليه السّلام در آنجا بود و در تحت تصرف فرعون نبود و از مصر تا آنجا هشت روزه راهست موسى عليه السّلام چون راه نميدانست از روى توكل و حسن ظن بخداى خود * ( قالَ ) * گفت * ( عَسى رَبِّي ) * شايد كه خداى من * ( أَنْ يَهْدِيَنِي ) * راه نمايد مرا * ( سَواءَ السَّبِيلِ ) * به راه راست و مرويست كه در اثناى راه بر سر سه راه رسيد اوسط آن را اختيار نمود و سواء السبيل عبارت از اينست چه آن بمعنى وسط و معظم آنست و جويندگان او به آنجا رسيده به آن دو راه ديگر روانه شدند و او را در نيافتند القصه موسى هشت روز و شب ميرفت و جز گياه صحرا خوردنى نداشت سلمى آورده كه موسى روى بناحيهء مدين داشت اما دلش متوجه به حضرت ذو المنن بود و مسلك بيداى مدين را بهمراهى غم شوق لقا مىپيمود بدين مضمون شعر غمت تا يار من شد روى در راه عدم كردم خوشست آوارگى آن را كه همراهى چنين دارد سعيد بن جبير گفته كه موسى پاى برهنه بود و بمدين نرسيد تا آنكه خف قدم او بيفتاد و مجروح شد و چون توكل كرده از خدا طلب هدايت كرد حق تعالى فرشتهء را فرستاد بر اسبى نشسته نيزهء در دست گرفته گفت اى موسى كجا ميروى جوابداد كه بمدين گفت راه دانى گفت نه گفت برو كه من راه برو بدرقهء توام پس موسى عليه السّلام با وى ميرفت تا به آب مدين رسيد * ( وَلَمَّا وَرَدَ ) * و چون وارد شد و آمد * ( ماءَ مَدْيَنَ ) * بكنار آب مدين و آن چاهى بود بر كنارهء شهر مواشى و انعام را از آن آبدادندى * ( وَجَدَ عَلَيْه ) * يافت بر سر آب * ( أُمَّةً مِنَ النَّاسِ ) * گروهى بسيار از مردمان مختلف كه آنجا جمع شده * ( يَسْقُونَ ) * آب ميدهند مواشى خود را * ( وَوَجَدَ ) * و يافت * ( مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَيْنِ ) * از فرود ايشان يعنى از مكان اسفل از ايشان دو زن را * ( تَذُودانِ ) * كه ميرانند و باز ميدارند گوسفندان خود را از آب تا با رمهء ديگر كه بر سر چاه بودند مختلط نشوند يا مزاحمت برمهء مردمان نرسانند و انبوهى نكنند و بعد از فراغ رمهء ايشان از آب خوردن رمهء خود را آب دهند و يا منع مردمان
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 63 | الملا فتح الله الكاشاني