صفورا بود كه موسى به آن متزوج شد * ( تَمْشِي ) * ميرفت * ( عَلَى اسْتِحْياءٍ ) * در حالتى كه بر طريق شرمداشتن بود چنان كه ابكار روند يعنى شرمزده نزد وى آمد روى بسته و گويند آستين بر روى افكنده بود زنان منخضره و مستحييه بود كه طريق راه رفتن در ميان مردمان نميدانست و هرگز با كسى از مردمان سخن نكرده بود و گويند در حين آمدن از جاده عدول كرده بر كنارهء مىآمد و چون از دور موسى را بديد پيشتر نيامد بلكه همانجا ايستاد و به دو ندا كرد * ( قالَتْ إِنَّ أَبِي ) * گفت بدرستى كه پدر من * ( يَدْعُوكَ ) * ميخواند ترا * ( لِيَجْزِيَكَ ) * تا پاداش دهد * ( أَجْرَ ما سَقَيْتَ ) * مزد آب دادن تو اغنا مرا * ( لَنا ) * براى ما موسى ( ع ) به جهت آنكه اصل در اخبار صدقست و كذب خلاف اصل او است به قصد زيارت شعيب عليه السّلام و تقرب آشنايى با وى اجابت قول صفورا فرمود نه براى طمع اجرت خود چه اجر بربر و معروف مخل ثوابست و منافى قربت پس از روى اعتماد بر احتياط و فرط تورع خود رفاقت او اختيار كرده متوجه زيارت شعيب شد و مرويست كه در راه كه ميرفتند باد ميآمد و جامهء صفورا از بعضى اعضاى او برداشته ميشد موسى عليه السّلام فرمود كه تو از عقب من بيا و مرا بسخن دلالت راه مينماى و روايتى آنست كه گفت كه اگر در رفتن غلط ميكنم سنگى مىانداز به آن راهى كه ميبايد رفت تا بآنطريق سلوك مينمايم * ( فَلَمَّا جاءَه ) * پس آن هنگام كه آمد موسى نزديك شعيب * ( وَقَصَّ عَلَيْه الْقَصَصَ ) * و خواند بر او و باز گفت قصهء خود را از مبدء ولادت تا غايت و شعيب دانست كه از اهل بيت نبوتست * ( قالَ لا تَخَفْ ) * گفت مترس * ( نَجَوْتَ ) * رهايى يافتى * ( مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ) * از گروه ستمكاران يعنى از فرعون و قوم او چه ايشان را بر اين ولايت دست رس نيست پس فرمود تا طعامى حاضر كردند موسى از خوردن امتناع كرده فرمود كه ما اهل بيتى هستيم كه كار آخرت را به دنيا نمى فروشيم و اگر چه مزد آن مساوى پرى دنيا باشد از طلاق يعنى سقايت اغنام براى خدا كردم نه براى جزا شعيب عليه السّلام فرمود كه اين طعام نه مزد كار تست بلكه عادت ما آنست كه هر كه به منزل ما رسد بطريق ضيافت او را خدمت كنيم حالا تو مهمانى و ما حضرى رسيده مروت و مقتضى آنست كه رد نكنى كه ميهمان سخن ميزبان را رد نكند موسى عليه السّلام بعد از استماع اينكلام از آن طعام تناول فرمود در اثناى اين حال * ( قالَتْ إِحْداهُما ) * گفت يكى از آن دو زن كه صفورا بود * ( يا أَبَتِ اسْتَأْجِرْه ) * اى پدر من به مزد گيرى موسى را براى شبانى * ( إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ ) * بدرستى كه بهترين كسى كه به مزد گيرى * ( الْقَوِيُّ الأَمِينُ ) *
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 66
مساهمون: الملا فتح الله الكاشاني
ص٦٦