تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
كه كسى تعدى بر اين شخص نكند قلم بتراشيد صاحب ديوان قلم برداشت و نوشت كه بنا واجب چيزى از فلان نطلبند و كسانى كه او را گرفته‌اند بگذارند و برگردند چون قلم از دست بنهاد آن صالح قلم را برگرفت و سرش را بشكست گفت چرا چنين گردى فرمود كه ترسيدم كه بدين قلم چيزى بظلم بر كسى نويسى و من از جملهء آنان باشم كه ترا بظلم يارى كرده باشم القصه چون موسى قبطى را بكشت * ( فَأَصْبَحَ ) * پس بامداد كرد * ( فِي الْمَدِينَةِ ) * در آن شهر * ( خائِفاً ) * در حالتى كه ترسان و هراسان بود * ( يَتَرَقَّبُ ) * انتظار ميبرد و مترصد ميبود كه دمبدم كسى او را طلبد و قصاص جويد و يا منتظر اين بود كه از جانب فرعون چه خبر بيايد در باب قتل آن قبطى * ( فَإِذَا الَّذِي اسْتَنْصَرَه ) * پس ناگاه آن كسى كه طلب يارى ميكرد از او * ( بِالأَمْسِ ) * ديروز يعنى آن سبطى * ( يَسْتَصْرِخُه ) * باز طلب فرياد رسى ميكرد از او و از وى اعانت مىطلبيد بر دفع ظلم قبطى ديگر موسى از حادثه ديروز دلتنگ بود و خوفى بوى روى آورده * ( قالَ لَه مُوسى ) * گفت موسى مر آن سبطى را * ( إِنَّكَ ) * بدرستى كه تو * ( لَغَوِيٌّ ) * مردى گمراهى و خايف از مطلوب * ( مُبِينٌ ) * كه پيداست گمراهى تو و هويداست انحراف تو از صواب ديروز آن چنان مخاصمه نمودى و سبب قتل كسى شدى و باز امروز با اين مرد در مقام منازعه درآمده و فتنه انگيزى ميكنى و در راه تحمل صبر و ثبات و حسن خلق قدم نميزنى و ترك غلظت و درشت خويى نميكنى مراد غوايت او بود در اخلاق نه در دين و يا آنكه مراد وى اين بود كه هر كه بال فرعون مخاصمه نمايد با مشاهدهء كثرت و استيلاى ايشان پس او خايف خواهد بود در آنچه طالب آنست از ايشان و عدول نماينده از آنچه مقصود اوست * ( فَلَمَّا أَنْ أَرادَ ) * پس آن هنگام كه خواست موسى ( ع ) * ( أَنْ يَبْطِشَ بِالَّذِي ) * آنكه بگيرد آن كس را كه او * ( هُوَ عَدُوٌّ لَهُما ) * دشمن بود مر موسى را و بنى اسرائيل را خواست كه شر او را از سبطى دفع كند سبطى چون ملامة موسى شنيده بود او را بعنوان غوايت نام برده و عتاب و توعد او را مشاهده كرده و زخم ديرينه كه بر قبطى زده بود ديده توهم كرده كه بر سر او ميرود تا او را بزند * ( قالَ يا مُوسى ) * گفت اى موسى * ( أَ تُرِيدُ ) * آيا مىخواهى * ( أَنْ تَقْتُلَنِي ) * آنكه بكشى مرا * ( كَما قَتَلْتَ ) * هم چنان كه بكشتى * ( نَفْساً بِالأَمْسِ ) * نفسى را ديروز و نزد حسن ضمير قال راجع بقبطيست يعنى چون قبطى از فحواى كلام موسى دريافت كه وى قاتل قبطى ديروز بوده براى اين بنى اسرائيلى و يا مردمان بافواه اسناد قتل آن بموسى ميكردند و وى آن را